صدرالدین فلاح؛ ماههای آغازین سال ۱۴۰۳ در صحنه اقتصاد جهانی با نااطمینانی همراه شده است. از یکسو، تشدید تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه، خصوصاً در محور ایران، اسرائیل و لبنان، قیمت نفت را به سطوح بالاتری رسانده و بازار انرژی را ناپایدار کرده است. از سوی دیگر، ادامه سیاستهای انقباضی بانکهای مرکزی بزرگ جهان در مواجهه با تورم، موجب کندی رشد اقتصادی در ایالات متحده و رکود بالفعل در منطقه یورو شده است.
در چین نیز علیرغم تلاش برای احیای رشد پس از بحران املاک و سیاستهای کووید صفر، آمارهای صادرات و سرمایهگذاری نشان از شکنندگی دارد. همزمان، بهای جهانی مواد غذایی، فلزات اساسی و حملونقل دریایی نیز تحت تأثیر همین تنشها نوسان یافتهاند.
در چنین وضعیتی، اقتصاد ایران که درگیر مشکلات ساختاری، تحریمهای گسترده و بحران اعتماد داخلی است، بیش از گذشته به رویدادهای بیرونی حساس شده است. افزایش قیمت نفت خام، هرچند میتواند درآمدهای دولت را به صورت اسمی بالا ببرد، اما محدودیتهای فروش و دریافت ارز همچنان دست دولت را بسته نگه داشته است. در مقابل، افزایش جهانی قیمت غلات، دارو و مواد اولیه، فشار مضاعفی بر هزینههای وارداتی وارد کرده است.
بازار سرمایه ایران، که همواره واکنشی بیش از حد به نوسانات بیرونی نشان میدهد، در هفتههای اخیر نیز تحت تأثیر قیمت جهانی فلزات و نفت نوسانی بوده است. افزایش ارزش داراییهای دلاری در کنار بیاعتمادی به ریال، جریان نقدینگی را بار دیگر به بازارهای موازی مانند طلا، رمزارز و زمین سوق داده است.
اما آنچه بیش از همه نگرانکننده است، بیعملی ساختاری در قبال تحولات جهانی است. در حالیکه کشورهای منطقه در حال تنوعبخشی به شرکای تجاری و امنسازی زنجیرههای تأمین خود هستند، اقتصاد ایران همچنان درگیر روزمرّگی و بودجهریزی مبتنی بر درآمدهای نامطمئن نفتی است.
اگرچه مسئولان اقتصادی در هفتههای اخیر از “مقاومسازی اقتصاد” سخن گفتهاند، اما واقعیت میدانی نشان میدهد که نه تولید داخلی آماده جهش است و نه تجارت خارجی از بنبست درآمده. بدین ترتیب، نوسانات جهانی نهتنها به فرصت تبدیل نمیشوند، بلکه به تهدیدی مضاعف برای اقتصادِ از پیش ملتهب ایران بدل شدهاند.





