زهرا زنگنه؛ سالهاست واژه «اقتصاد دانشبنیان» در ادبیات رسمی کشور تکرار میشود؛ از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی تا سخنان مسئولان عالیرتبه. اما سؤال اینجاست که اقتصاد دانشبنیان دقیقاً چیست و چرا برای ایران حیاتی است؟
اقتصاد دانشبنیان بهجای تکیه بر منابع فسیلی، بر پایه نوآوری، فناوریهای نو، و ارزشآفرینی از طریق علم و دانش استوار است. در چنین اقتصادی، کارآفرینی فناورانه، شرکتهای خلاق، و پژوهشهای کاربردی محور اصلی تولید ثروت هستند. برای کشوری چون ایران که با بحرانهایی چون افت بهرهوری، خامفروشی، بیکاری دانشآموختگان و تحریمهای مزمن دستوپنجه نرم میکند، ورود به این مسیر نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تاریخی است.
با این حال، تبدیل اقتصاد سنتی به اقتصاد دانشبنیان با شعار و همایش محقق نمیشود. اقتصاد دانشبنیان نیازمند اکوسیستم خاص خود است:
✔ نظام آموزش عالی پویا و کارآفرین
✔ نظام مالکیت فکری شفاف و حمایتگر
✔ سرمایهگذاری خطرپذیر (VC) فعال
✔ قوانین منعطف برای کسبوکارهای نوپا
✔ و مهمتر از همه، اعتماد به نسل جوان و خلاق کشور
نگاهی به کشورهای موفق در این مسیر مانند کرهجنوبی، سنگاپور یا حتی امارات متحده عربی نشان میدهد که هیچکدام از آنها تنها با پول، بلکه با اصلاح ساختار حکمرانی علمی و اقتصادی به موفقیت رسیدهاند. ایران نیز اگر بخواهد از دایره خامفروشی نفت و مواد معدنی خارج شود، باید میان حمایت واقعی از شرکتهای دانشبنیان و تداوم اقتصاد رانتی یکی را انتخاب کند.
هماکنون بیش از ۹ هزار شرکت دانشبنیان در کشور ثبت شدهاند. اما تعداد اندکی از آنها به مرحله تجاریسازی واقعی و تأثیرگذاری کلان رسیدهاند. علت؟ نبود بازار رقابتی، ضعف حمایتهای حقوقی، و نبود فرهنگ مصرف فناوریهای بومی در بخشهای دولتی و صنعتی.
از سوی دیگر، فضای محافظهکارانه برخی نهادها و سختگیریهای بروکراتیک، بهجای تسهیل نوآوری، عملاً به سد راه تبدیل شدهاند. اقتصاد دانشبنیان، اقتصاد اعتماد و ریسک است. اگر از مدیران جوان، از استارتاپها، از ایدههای بزرگ در دل دانشگاهها حمایت نشود، نه فقط نخبگان مهاجرت میکنند، بلکه فرصت طلایی ایران برای عبور از بحران اقتصادی هم از دست خواهد رفت.
فراموش نکنیم، سرمایه بزرگ ایران در قرن بیستویکم، نه نفت است و نه گاز؛ بلکه مغزهای پرانگیزهای است که اگر جدی گرفته شوند، میتوانند فردای ایران را از نو بسازند. اقتصاد دانشبنیان، قطبنمای این فرداست؛ مشروط به آنکه امروز بهجای شعار، به زیرساخت و حمایت واقعی فکر کنیم.





