زهرا زنگنه؛ خرید خانه، زمین یا مغازه شاید مهمترین و پرهزینهترین تصمیم مالی زندگی یک فرد باشد. اما عجیب آنکه در بسیاری از موارد، این معاملات با سادهترین شکل ممکن و بدون طی مراحل رسمی ثبت سند انجام میگیرد. نتیجه؟ یک معامله بزرگ با یک برگ کاغذ غیررسمی در دست و هزار احتمال ناگوار در پیش.
در نگاه نخست، قولنامه یا سند عادی، کافی به نظر میرسد. خریدار و فروشنده توافق میکنند، پول رد و بدل میشود، شاید چند شاهد هم پای برگه را امضا کنند، و همه چیز تمام است. اما واقعیت حقوقی ماجرا چیز دیگری است. سند رسمی، تنها سندی است که از نظر قانون قابلیت استناد دارد، در برابر ادعای اشخاص ثالث معتبر است، و از حقوق طرفین بهویژه خریدار، در برابر سوءاستفاده یا فروش مجدد ملک توسط فروشنده، محافظت میکند.
طبق آمارهای قوه قضائیه، درصد بالایی از پروندههای حقوقی مربوط به دعاوی املاک بدون سند رسمی است. پروندههایی که گاه سالها طول میکشد، سرمایه مردم را معطل میگذارد و گاهی به از دست رفتن کامل ملک منتهی میشود.
در این میان، نقش دفاتر ثبت اسناد رسمی و نهادهای حاکمیتی در فرهنگسازی نیز بسیار حیاتی است. کاهش هزینههای ثبت، تسهیل فرآیندها، و اطلاعرسانی عمومی میتواند مشوقی باشد برای آنکه مردم از مسیر قانونی عبور کنند.
قانونگذار بهدرستی ثبت معاملات اموال غیرمنقول را الزامی دانسته، اما تا زمانی که این الزام در ذهن و فرهنگ عمومی نیز نهادینه نشود، خطر همچنان در کمین است. سند رسمی نه فقط یک برگ کاغذ، بلکه سندی است بر امنیت حقوقی، مالی و حتی روانی صاحبان املاک.
در کشوری با رشد سریع شهرنشینی، تورم بالا و بازار پرنوسان مسکن، ثبت رسمی سند دیگر یک گزینه نیست؛ یک ضرورت است. خانهای که سند ندارد، سقفی بر سر ندارد.




